جوجه اردک زیبا

حس مادری دوباره در من شدیدا بیدار شده ! اونم بخاطر این عزیز دل

یعنی با اینکه من عاشق بچه ها هستم ولی فکر نمیکردم غیر از علی به کسی احساس مادرانه داشته باشم ولی این وروجک بدجوری منو عاشق خودش کرده و دقیقا مثل بچه ام نگرانشم و روزهامو مشغول به خودش کرده .خنده داره ولی همش تو خونه با اسم پسرم ،قشنگم و... باهاش حرف میزنم ( به دلم برات شده پسرهچشمک) اوایل علی به شدت به این بینوا حسودی میکرد ولی خب الان حسابی سرش باهاش گرمه 

مثلا اینجا براش خونه درست کرده والبته وقتی زد خونشو خراب کرد علی بسیار عصبانی شد و باهاش قهر کرد !

راستشو بخواهید خیلی مظلومه ! یه جورهایی منو یاد خودم میندازهنیشخند

خلاصه که این چند وقت همسایه ها با شنیدن صدای قربون صدقه من کنجکاو شدن که بچه تازه و یه دفعه ای ما رو ببینن!

جالبیش اینه که عین علی بد غذا هم هست وهیچی بجز گندم پرک خرد شده نمی خوره ! هرچیزی که امتحان کردیم جواب نداد که نداد.

راستی خداروشکر مشکل ثبت نام علی حل شد و خیالم راحت شد فقط باید فردا ببرمش برای واکسن که نمی دونم کجا ببرمش بجز بیمارستان مفید که ازش متنفرم 

هرجا پرسیدم گفتن ندارن .شنیدم خیلی هم سنگینه و بچه بعدش حسابی تب میکنه .خدا به داد برسه 

امیدوارم مدرسه اش همونقدر که جاش خوبه و ترتمیزه از لحاظ آموزشی هم خوب باشه 

/ 3 نظر / 9 بازدید
بانوی مهر

الهی .... حیف که من کلا با جک و جونور ! رابطه ی خوبی ندارم ولی می دونم داشتنش لذت بخشه... عزیزدلم [بغل][بغل][بغل] (بابت مظلوم بودن تو که می فهممت خیلی زیاد )[لبخند]

لیندا

ای جانم یعنی تو همینقد مظلومی شوهرت چی میگه ؟

عسل

ای جووونم من عاشق حیوونام من و دخترکم مدتهاست داریم روی مغز "د" کار میکنیم که راضی بشه و بذاره ما تو خونه مون حیوون نگه داریم ولی هنوز موفق نشدییییییم [ناراحت]