برگ اخر وبلاگم در سال نود

دیگه چیزی تا پایان سال نمونده و روزها عین برق و باد میگذرن .به نظرم امسال خیلی سریع گذشت .اگه بخوام درمورد سال 90 نظر بدم باید بگم یکی از بهترین و کم تنش ترین سالهایی بود که تو 12 سال اخیر تجربه کردم و خدارو شکر میکنم که به لطف و اراده اش تونستیم خونه بخریم و از دربه دری هرساله نجات پیدا کنیم میمونه مسئله سلامتی علی که تغییر چندانی نکرد و این بچه همینطور دارو پشت دارو خورد و این روزها دایما ذهنم درگیر و نگران این قضیه است که تکلیفش چی میشه . برای خودم از لحاظ روحی  اتفاقهای مثبتی افتاد و تونستم در راستای آسون تر گرفتن زندگی و دوست داشتن خودم تونستم یه قدمهایی بردارم و الحمدلله خوب هم بوده اگر چه کامل نبوده . کلا این مقوله خود باوری و بها دادن به خود همیشه برای من چیز غریبی بوده و دفعات اول که یه کاری واسه دل خودم میکردم عذاب وجدان میگرفتم ولی الان بهترم . فقط عیبش اینه که هنوز از خودم خیلی انتقاد میکنم و اعتماد به نفسم رو پیدا نکردم که امیدوارم تو سال جدید رو اون هم کار کنم

دیروز مهد علی  جشن چهارشنبه سوری داشت با موزیک و حاجی فیروز . خوب بود پسرک برخلاف کمرویی همیشگیش کلی اون وسط غر داد و منم هی قربون دست و پای بلوریش رفتمبغل

این روزها هم حسابی درگیر خریدن باقی عیدی ها برای قوم وخویش و جمع و جور کردن بساط سفرم که اگه خدا بخواد فردا راهی میشیم . این جناب غرغر امسال شدیدا به خودش حال داده و کل عید رو تعطیل کرده و قرار 15,16 روز در کنار خانواده اش بقول خودش کیف کنه و خستگی درکنه سبز. منم شبانه روز دعا میکنم که همه چی به خیر و آرامش بگذره و علی هم سالم و سرحال باشه ( میبینید پوستم کلفت شده و دیگه وقتی میبینم نمی تونم مانع از تغییر برنامه هرساله غرغر واسه عید بشم , مثل هرسال غصه هم نمی خورم در هر حال رفتن اونجا علی رغم حرص و جوشهایی که باید بابت سر رفتن و نرفتن خونه مامان اینا بخورم حداقل خوبیش اینه که من مهمونم و مجبور نیستم مثل کمر بسته ها تمام عید رو تو آشپزخونه بشورم و بپزم و آخرش هم کلی بدهکار باشم)

خلاصه این آخرین پستمه تو سال 90 و بعد از عید هم اینترنتمون تموم میشه ونمی دونم تکلیف چیه ولی سعی میکنم تا قبل از عید از اونجا بهتون سر بزنم

برای تک تکتون از خدا خیر و سلامتی و آرامش میخوام و باور بکنید یا نه موقع زیارت به یاد اکثرتون خواهم بود اگه قابل باشم .ازتون ممنونم که امسال هم درکنارم بودیدو بهم انرژی دادید دوستون دارم و امیدوارم بهتون خوش بگذره . شماها هم اگه یاد من افتادید برای سلامتی علی ریزه دعا کنید

سال نوی همتون مبارک و سرشار از برکت باشهقلب

 

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیندا

عزیزم ایشاللا حتما اونجا بهت خوش خواهد گذشت . به یاد تو و علی ریزه هم هستم و حتما دعاتون میکنم . من با تو امسال دوست شدم . [قلب] مواظب خودت باش پیشاپیش سال نو مبارک

بهاره

خورشید جان مهربانم من هم متقابلا برات سالی سرشار از آرامش، عشق و شادکامی آرزو میکنم و از خدا میخوام همچنان که همواره کنارت هست و هواتو داره باز هم بیشتر کمکت کنه تا بتونی به کل عدم اعتماد به نقستو کنار بگذاری و خیلی خیلی بیشتر از اینی الان دوست داری خودت رو... دوست بداری خودت رو و قدر وجود نازنینت رو بیشتر تر بدونی عزیزم[بغل] ایشالا هرجا که هستی بهت حسابی خوش بگذره و یک خستگی حسابی در کنی عزیزم[ماچ] عیدت پیشاپیش مبارک دوستم[بغل][گل][ماچ]

بهار

عزیزم می دونم رفتی سفر ایشاله که سفرخیلی خیلی خیلی خوب و خوشی داشته باشی امیدوارم سال جدید یه سال خیلی خیلی بهترازامسال برای تو وخانوادت باشه عزیزم خوش بگذره عیدت مبارک [ماچ][ماچ][قلب]

بهار

عزیزم می دونم رفتی سفر ایشاله که سفرخیلی خیلی خیلی خوب و خوشی داشته باشی امیدوارم سال جدید یه سال خیلی خیلی بهترازامسال برای تو وخانوادت باشه عزیزم خوش بگذره عیدت مبارک [ماچ][ماچ][قلب]

بانوی مهر

عزیزدلم سال نو مبارک . امیدوارم امسال برات سرشار از شادی و سلامتی و عشق باشه ...[بغل]

بهار

سلام خورشیدم خوبی کجایی سال نو مبارک ایشاله که از سفربرگشتی یا هنوز نیومدی و داری استراحت می کنی هر روز بهت سرمیزنم که آپ کرده باشی و با خبرای خوب ازت شادبشم اما نیستی امیدوارم خیلی خیلی خوب باشی

بانوی مهر

نه عزیزم هیچ خصوصی ای ازت نگرفتم. هیچی ...[تعجب]

نانازی بانو و آقا خرسی

من که از دوست جدید استقبال می کنم خورشید جونم.