خداحافظ زمستان 91

خب یکی دو رو بیشتر نمونده تا سال نو و همه بدو بدو ها و شور و شوق ها یکی دوروز دیگه تموم میشه انگار نه انگار خبری بوده . این گرمای زود هنگام هم زودتر از هرسال زمستون راهی کرده .

هر سال از اول اسفند من هیجان اومدن شکوفه ها و زدن جوانه ها رو داشتم  و کلی برنامه ریزی میکردم واسه هفت سینی که قرار بود درست کنم ولی امسال هیچ کدوم از این خبرها نیست .هرکاری هم کردم حسم عوض نشد . کارهای خونه رو خیلی دیر و پراکنده شروع کردم و شاید واسه همین حس یه خونه  تمیز و خونه تکونی شده رو بهم نمیده .

خودم هم رفتم موهامو قهوه ای قرمز کردم که البته تیره است و بیشتر تو نور خودشو نشون میده ولی ابروهام رو به شدت خراب کرد یعنی من از  سه ماه پیش ابروهامو دست نزده بودم کلی هم محلول تقویت ابرو زده بودم به ارایشگره هم قبلش کلی توضیح دادم که لطفا دم ابروم کوتاه نشه و باریک نشه ولی خدا میدونه وقتی اینه رو داد دستم چه حالی شدم یعنی خیلی خودم رو اونجا نگه داشتم که گریه نکنم .یعنی ابروم نصف شده و عین ابروی عروسهای 15 سال پیش باریک . خدا ازش نگذره هربار که تو اینه نگاه میکنم حالم بد میشه و دایم این مداد ابرو تو دستمه . حالا موندم با نک و نال دایم مادر شوهر و خواهر شوهر چه کنم که هربار که چشمشون به من بیفته یه چیزی باید بارم کنن

راستی نگفتم امسال هم داریم میریم ولایت شوهر . یعنی خودم رو زورکی انداختم اونجا . چون طبق قانون بی چون و چرای اونا امسال نوبت اونا بو که بیان اینجا و بنده باید تموم عید رو به شستن و پختن و سرویس دادن شبانه روزی میگذروندم و آخرش هم  بدهکار بودم . امسال انداختم گردن علی که دیگه فقط تو عید یا تابستون میتونه بره اونجا . میدونید دقیقا همه قضیه انتخاب بین  بد و بدتره ! میدونم اونجا هم کلی ماجرا دارم ولی راه دیگه ای نیست . هرسال با هواژیما میرفتیم ولی امسال با این هزینه ها امکانش نبود و از طرفی جناب شوهر گفتن حتما اونجا ماشین لازم دارن این شده که امسال برای اولین بار قراره عید با ماشین بریم البته از جاده شمال که دق نکنیم وسط بیابون اون همه ساعت ! فقط نمی دونم وضعیت جاده ها چه جوریه و کی حرکت کنیم بهتره ( فکر کنم تا دقیقه نود هم نفهمم کی قراره راه بیفتیم) خدا کنه تو شلوغی نخوریم که این آدم تحمل موندن پشت یک چراغ قرمز رو نداره چه برسه موندن چند ساعته تو جاده . خلاصه دعا کنید این عید هم به خیر بگذره

علی هم که از امروز دیگه نرفته مدرسه و تکلیف های عیدش رو هم یکی دو صفحه اش مونده و کلی واسه خوش گذروندن با بابام خیال پردازی کرده

هفته پیش سه شنبه شهر کتاب مرکزی برنامه خیمه شب بازی گذاشته بود برای بچه ها من هم علی رو بردم ولی اینقدر همه چی بی نظم بود که همه بچه ها کلافه شدن

کمبود جا و گرمای هوا یک طرف ,چیزی که از همه بدتر بود اینکه بزرگترها نشسته بودن رو صندلی ها و بچه ها مونده بودن بی جا . یعنی من از بیشعوری یک عده مونده ام . میدین جا کمه بچه ها بهانه میگیرن خسته شدن از جاشون تکون نمی خوردن . یعنی اینقدر ما ملت خودخواه و بی فکری هستیم .

امسال رو اگه بخوام یه جمع بندی کنم باید بگم یه سال متوسط بود از همه نظر( برعکس سال 90 که خیلی خوب بود) . ولی نیمه دوم سال پر از فراز و نشیب بود وحالم خیلی رو به راه نبود . نکات مثبتش برای من اول تجربه مدرسه رفتن علی بود و اینکه از نظر سلامتی خدارو شکر خیلی از قبل بهتر بود و این برای من بالاترین جای شکر رو داره,دوم  رفتن به کلاس  اکریلیکم بود که ازش لذت بردم و سبک جدیدی رو یاد گرفتم . در آخر هم ریختن مقدار زیادی از ترسم برای رانندگی بعد از 10 سال بو . با وجود اینکه مداوم ننشستم و هنوز راننده خوبی نیستم ولی مثل قبل برام یه کابوس نیست و میدونم با تمرین میتونم خوب باشم

اینا جنبه های شخصیش بود ولی کلا امسال سال سختی برای اکثر مردم بود مخصوصا از نظر اق ت ص اد ی . نمی دونم میشه امیدوار بود که شرایط سال دیگه برای همه بهتر بشه یا این گول زدن خودمونه ولی در هر حال آرزو میکنم که خدا همیشه در کنار همه مون باشه و کمکمون کنه واسه رسیدن به خواسته ای معقولمون که باعث آزار بقیه نیست . سال نوی همه تون مبارک

/ 3 نظر / 13 بازدید
سحر

سلام خیلی زیبا بوداگه دوس داشتی بهم سر بزن[قلب]

عسل

امیدوارم به همه ی خواسته هات توی سال جدید برسی عزیز دلم امیدوارم سال نو پر از شادی و سلامتی و شور باشه

پرتابه

سلام خورشید جان وقتت بخیر... من یکی از اعضای پرتابه هستم. می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن... من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی... منتظرتیم http://Partabeh.Com