دلخورم از همه

خب مثل اینکه این روزها همه سرشون حسابی گرمه و خبری ازشون نیست . اگر بگم از دست بعضی هاتون دلخورم , بیراه نگفتم .خیلی ناراحتم میکنه میبینم  بعضی ها  زحمت  یه کامنت گذاشتن به خودشون نمیدن اونم فقط بخاطر دل اون کسی که اومده پستی گذاشته یا نظری خواسته منظورم فقط درمورد پست قبل نیست کلا میگم .میبینم که مرتب برای اکثر وبلاگها نظر میگذارید ولی خب حتما میگید زور که نیست ! ولی خودتون باشید چی؟ ولش کن اصلا 

باز این هفته مهمون دارم قوم الظالمین خودشون رو دعوت کردند تهران که بعد غرغر ببردشون شمال . جالب اینکه وقتی تصمیماتشون رو گرفتن و برنامه هارو ریختن تازه لطف میکنن و فقط منو در جریان میگذارن که آماده بشم واسه خرحمالی! وگرنه نظر و آمادگی من کوچکترین اهمیتی نداره . تقصیر غرغره , وقتی اون ارزشی برام قایل نیست و وقتی بهش زنگ میزنن نمیگه نظر خورشید رو هم بپرسید دیگه اونا هم که وضعشون معلومه . شاید بگید نباید قبول کنم و باید  جلوشون وایسم  ولی فایده نداره . تجربیات مکررم تو این 11 سال نشون داده که بیشتر ضایع میشم و اعصابم خراب میشه .دیگه حال و حوصله جنگ و دعوا ندارم . فقط میگم خدایا برای رضای تو میکنم . چون من آدمی نیستم که بتونم باهاشون کم محلی و بی ادبی کنم یعنی تو وجودم نیست کینه و آزار بقیهو خب در نتیجه خوش بحال اونا شده و از موقعیت استفاده میکنن . این غرغر سالهای ساله که واسه تعطیلات خرداد پاشو از خونه بیرون نگذاشته به بهانه اینکه تحمل ترافیک جاده و شلوغی رو نداره و میخواد استراحت کنه ولی خب تا خواهرش ازش خواسته نه نیاورده و میدونم اگه ساعتها پشت فرمون بمونه لبخند از رو لبش نمیره مبادا اونا ناراحت بشن 

جالبتر اینکه فکر میکنه من خ ر م و داره منت سرم میگذاره که مگه تو دوست نداشتی هرسال این موقع یه جایی بری؟!

چند روزه کارم شده بشور و بساب و تمییز کاری و غرغر هم تموم فکرو ذکرش طبق معمول اینه که چی کار کنه و کجا ببردشون و چی بخورن و.... که مبادا بهشون بد که نه !معمولی بگذره .از الان داره حرص میزنه که کادوی تولد برای خواهرش چی بگیره ( چون چندروز بعد از اینکه برگردن شهرشون تولدشه) ولی دریغ از اینکه روز مادر یه شاخه گل واسه من دستش بگیره چون گفت وضع مالیش خوب نیست الان!!!

 به درک هرکاری میکنه بکنه .مرده شور همشون رو ببرن . وقتی کاری از دستم برنمیاد باید بی خیال بشم 

سه شنبه میرسن و هشت روز هستن . دایم از خدا می خوام که منو این مدت در مقابلشون  کر و کور کنه که نه کارهاشون رو ببینم نه بشنوم و راحت تر برام بگذره 

خلاصه اینکه روزهای رویایی پیش رومه . امیدوارم حداقل به شماها خوش بگذره 

خیلی وقت بود از این پستها نگذاشته بودم و تصمیم هم نداشتم بگذارم ولی نمی دونم دلخوری اول پستم باعث شد سر درددلم باز بشه 

پ.ن : مادر بزرگم وقتی زنده بود میگفت مادر جون قدیمی ها گفتن بی حیایی کن پادشاهی کن! حیف که ما بلد نیستیم . روحش شاد حالا بعد از سالها میبینم چقدر این حرفش مصداق داره و من هرچی سرم میاد از گذشت و انعطاف پذیریمه

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلپر

می دونی مامان بزرگ من چی می گفت ؟ می گفت هیچ وقت سعی نکن که بد بشی و از بد ها انتقام بگیری همیشه یکی بدتر از خودشون پیدا میشه و انتقام تو رو میگیره . کامنت نگذاشتن من رو هم ببخش . پرشین بلاگ بازی در میاره .

دلارام

واي خداي من عجب مثل جالبي بود- ولي خداييش اين مردها تازه بعد از ازدواج خانواده پيدا مي كنن و مي شن پشر گل مامان و بابا- من مدت هاست هر مسافرتي ميرم همراه با خانواده همسر هستم. قراره اين تعطيلات هم برم مسافرت و اين جور كه بوش مي ياد خواهرشوهر جان هم قراره بياد.

ساناز

فکر کنم یکی از اونهایی که از دستش دلخوری منم. اول یه ماچ گنده که از دلت در بیارم[ماچ][ماچ][ماچ][بغل][ماچ][بغل] بعدشم عزیزم بخدا من هر کاری کردم برای پست قبل اصلا ارسال نمی شد.منم رفتم سراغ کارای دیگه ام.فکر نمی کردم اینقدر ناراحتت کنه .چون برای خودم واقعا مهم نیست.[بغل][ماچ][بغل] بازم ببخشید اگه ناراحت شدی عزیز دلم.بوسسسسس

موژان

امیدوارم بهتر از تصورت بگذره این ایام

مادرخانومی

عزیزم سعی کن بهت خوش بگذره.. انگار که اصلا اونا نیستن.. سعی کن از کمترین شادیهات استفاده کنی عزیزم.. اتفاقا بهتر از این فرصت نهایت استفاده رو ببر که همسرت نمی خواد جلوی خانواده اش ناراحت باشه.. پس حسابی تو هم حال کن.. چون وقی که قرار باشه به اونا بد نگذره پس به تو هم بد نمی گذره.. از همون اول هم خود تو مدیریت کن و تقسیم کار کن.. نذار همه کارا گردن تو باشه. اتفاقا مامان من همیشه یه جمله میگه " کوچیکی کن که به بزرگی برسی" چی بگم والا .. اینم حرفای قدیمیاست... در پناه خدا باشی عزیزم و شاد باشی

ماری

سلام رسپی های شف طیبه بعضی هاش خیلی آسونه. مثل همین شوکو بیس که یک ربعه درست میشه. اگه پسرم بیدار باشه که اصلا از این کارها نمی کنم. چون گناه داره طفلی هم صبح سر کار باشم هم بعد از ظهر تو آشپزخونه. وقتی می خوابه به سرعت نور کار می کنم! بعد رسپی هایی که همزن لازم نداره و می تونم بی سر و صدا درست کنم انتخاب می کنم و یکیشو هول هولی درست می کنم. ساعت خوابش بین 8.30 تا 9.30 هست.بقیه کارهای خونه رو هم شبها که می خوابه انجام میدم. فعلا آشپزی شده سرگرمی این روزهام! با بچه تفریح های آدم واقعا عوض میشه. من عمرا قبلا اینقدر آشپزی دوست داشتم!! کار خداست دیگه. می خواد کپک نزنیم!!!!

ماری

سلام رسپی های شف طیبه بعضی هاش خیلی آسونه. مثل همین شوکو بیس که یک ربعه درست میشه. اگه پسرم بیدار باشه که اصلا از این کارها نمی کنم. چون گناه داره طفلی هم صبح سر کار باشم هم بعد از ظهر تو آشپزخونه. وقتی می خوابه به سرعت نور کار می کنم! بعد رسپی هایی که همزن لازم نداره و می تونم بی سر و صدا درست کنم انتخاب می کنم و یکیشو هول هولی درست می کنم. ساعت خوابش بین 8.30 تا 9.30 هست.بقیه کارهای خونه رو هم شبها که می خوابه انجام میدم. فعلا آشپزی شده سرگرمی این روزهام! با بچه تفریح های آدم واقعا عوض میشه. من عمرا قبلا اینقدر آشپزی دوست داشتم!! کار خداست دیگه. می خواد کپک نزنیم!!!!

لیندا

100% همین طوره . هر کی بی حیا تر باشه همه ازش حساب میبرن من خوب اگه خونواده شوهر منم روزی روزگاری زنگ بزنن به شوهرم انتظار اینکه بخواد شوهرم بگه نظر لیندارم بپرسید ندارم . باید راستشو ادم بگه دیگه چون که اونم تو معذوریت خونوادش قرار میگیره و میگه باشه . ولی اینکه برای روز زن برای تو چیزی نمیخره به خاطر بی پولی ولی دنبال خرید کادو واسه خواهرشه زور داره . ولی خوب همینه دیگه زندگی خواهر جان نسازی چه کنی ؟ به قول خودت که میشه جنگ و دعوا که حوصلش رو هم نداری حتی. من باشم جات ، پذیرایی میکنم . همه کار میکنم ولی خوب حرف خاصی هم باهاشون نمیزنم البته اگه بعدش نخوان شر درست کنن واست . بیشتر سرتو با کارای علی جون گرم کن . به اون برس و بزار فک کنن تو سرت شولوغه با بچت که به اونا محل نمیزاری . نمیشه اینجوری ؟

پوپک

عزیزم از من دلخور نشی ها من نمدونم چی شده که از محل کارک نمیتونم کامنت بذارم . خونه هم که کامپیوتر ندارم و خونه مامانم که باشم میتونم کامنت بذارم.. نقاش کوچولو رو ببوس

بانوی مهر

می دونی خورشید دارم به این فکر می کنم که اینا که همین جورین . عوض که نمی شن . پس چرا تو هربار که می بینیشون هی انرژی منفی بگیری و کارت بکشه به حال بد شدن و قرص و اینا. تاکی ؟ مگه تن تو چقدر می کشه ؟ باید پوست کلفت باشی . روشش رو هم فقط خودت می تونی پیدا کنی . باید سعی کنی نبینیشون . منظورم اینه که حتی وقتی حضور دارند نبینیشون . پررنگ نبینیشون... و حفظ سلامتی خودت از همه چی برات مهم تر باشه... خودت رو دوست داشته باش خورشید. راهشو پیدا کن....