حس نوشتنم رفته . بعد از دو هفته میبینم خیلی هم دلم واسه نوشتن اینجا تنگ نشده. هر چند همین مدت باعث شد چند نفری رو بهتر بشناسم و قدر دوستیشون رو بیشتر بدونم

باید بگم که هنوز اندر خم یک کوچه باقی موندم . شرایط خیلی تغییر نکرده . علی همچنان مریض و شوهرم هم همچنان یک ادم مشکل دار.

اوضاع داشت کم کم به صورت عادی در میومد که باز دوباره دو شب پیش شروع کرد .

جالب اینکه اونبار هم بعد از یک هفته قهر بودن وقتی به خاطر مریضی علی مجبور شدیم باهم حرف بزنیم ، اولین چیزی که گفت این بود : تو خجالت نمیکشی این چند روز نیومدی ازم معذرت خواهی کنی ؟

اینقدر این پررویی و وقاحت برام جالب بود که نمی تونستم بر خلاف میلم جلوی خنده ام رو بگیرم.

اعصابم دیگه به تلنگری بنده . حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم . میدونم که اگر ارامشی هم تو زندگیم پیش میاد موقتی و خیلی کوتاه مدته . همین ترس و عدم اعتماد وجودم رو از بین برده.

میدونید وقتی مامانم فهمید که با هم دعوا کردیم و درگیریم چی گفت ؟ گفت چی کار میشه کرد ولش کن پاشو برو دنبال کارهای بیمه بابات !!!

نمیدونید وقتی ادم میبینه اینقدر واسه همه عزیزه چه کیفی میکنه! سبز

/ 9 نظر / 6 بازدید
آرمین

آلوده شد تموم این جونم تو کوچه ها همیشه حیرونم جواب سلامم کسی نمیده آهای خدا حسابی داغونم یه عمریه با غصه درگیرم نمی دونم کجا دارم میرم آخر یه شب میون این شهرغم خوب میدونم یه گوشه میمیرم خونه من زیر پل و خرابس دیگه برام نمونده یه هم نفس یکی بیاد دست منو بگیره رهام کنه از میون این قفس موفق و پیروز باشید|ماتم سرا.کام

ماه شب چهارده!

سلام به نظر میاد وباگ خوبی داری موفق باشی من با اسم (اهنگ زندگی من تبش قلب توست ---لینک میکنی ممنون میشم

خانم خونه

یه چیزی بگم. به خدا کامنتی رو که برام گذاشتی همین الان دیدم. من قبل از دیدن کامنتت بعد از خوندن وبلاگت شمارت و گرفتم و خدارو شکر این دفعه جواب دادی . قربونت برم دوست خوبم

مری

واقعا"شرایط سختیه ولی ایشالا همه چیز درست میشه عزیزم نگران نباش

پانیذ

سلام خورشید جونم خوبی گلم؟ببین یه مدت تا می تونی باهاش خوب باش خیلی بهش محبت کن ببین نتیجه میده اگر نتیجه بده بدون داره لجبازی میکنه.اگر نتیجه نداد اونوقت دیگه معلوم میشه این زندگی رو دوست نداره.

دختر جون

سلام خورشید جون . خوشحالم بهتری . منم دقیقا حال تورا دارم اصلا حوصله نوشتن ندارم اما هر روز چند باراینجا میام تا شاید خبری از شادی تو بخونم . نمی دونم باید چی کار کنی کاش این آقای شما قبول میکرد که باهم پیش یه مشاور برین شاید یه آدم بیطرف بتونه براش کاری کنه . مراقب خودت باش [ماچ]

آتیش پاره

اینم یه دورانیه میگذره! البته قبول دارم تحملش سخته ولی تو به فکر پسرت باش![قلب]