من یاد تو را در صندوقچه قلبم پنهان کرده ام

میدونی چند سال گذشته از اون روزهای گرم و شاد ؟ میدونی چقدر سخت بود برام فراموش کردن اون همه خاطره خوب ؟ می دونی چقدر تلاش کردم که تو سخت ترین و تلخ ترین لحظه های زندگی مشترکم یاد تو و افسوس نبودنت رو از تو ذهنم پس بزنم؟

میدونی اگه چیزی یا جایی یا لحظه ای منو برد به 15 سال پیش , چه جوری خودمو سرزنش کردم که من یه آدم متعهدم و حتی یاد تو رو نباید تو ذهنم راه بدم ؟

پس دیگه اینقدر به خوابم نیا! منو اینقدر با رویاهای شیرین عذاب نده , بگذار بمونم با واقعیت های زندگیم . 

تو که میدونم حتی منو به یاد نمیاری یا مثل من با خاطراتمون لبخند نمیزنی ,مطمئنم که حتی منو نمیشناسی مثل اون روز که وقتی بچه دو ماهه ام تو بغلم بود و تو دست در دست نامزدت از کنار من گذشتی و حتی متوجه من نشدی ! ولی من صدای قلبمو هرچه بلندتر تو گوشهام میشنیدم و فکر میکردم همه هم میشنوند . خب من عشق اول و آخرم را فراموش نکرده ام ولی تو حتما خاطرات شیرین اولین تجربه ات را...

اصلا چه اهمیتی دارد این حرفها ؟ من و تو مال دو زندگی دیگریم ,

پس رهایم کن .من تو را رها کرده ام و همیشه بهترین ها رو برایت از خدا خواسته ام 

دیگر بیشتر از این من را با صورت پر از اشک از خواب بیدار نکن , به خوابم نیا 

/ 8 نظر / 7 بازدید
بانوی مهر

چقدر غم داشت نوشته ت خورشید [ناراحت]

چکاوک

یه چیزایی هیچ وقت فراموش نمیشه

مادرخانومی

[ناراحت]

عسل

من یه روز یهو !یه دفعه !بدون هیچ اندیشه ی قلبی ...دیگه یادش نیفتادم!دیگه دلم براش شور نزد!دیگه ...محو شد و رفت و فقط یه احترام موند و آرزوهای خوب ...دیگه به خوابمم نیومد...

مریم جون

سلام چه تیتر قشنگیه واسه نوشته ت،و چه پست غمگینی[گل].

شیلا مامان رومینا

سعی کن بهش فکر نکنی عزیزم گاهی فراموش کردن بعضی چیزها مثل آب کردن یه خرابی بعد از زلزله هست باید صبر فراموشش کنی در واقع کاملا رهاش کنی چون وقتی بخوابت میاد یعنی رهاش نکردی

ساناز

چقدرررررررررررررررررر غمگین بود عزیزم خیلی دلم گرفت.منم این حس رو تجربه کردم.منظورم دیدن عشق اول بعد از سالها [گل]

لیندا

فایرفاکس درست شد دوستم کم پیدا شدی حالت خوبه ؟