خوابم یا بیدار؟

تازگی ها دارم باور می کنم که معجزه ممکنه تو هر زندگی اتفاق بیفته حتی اگه در این حد باشه که غرغر بدونه مامانم مریضه و خودش زنگ بزنه و حالشو بپرسه، یا راضی باشه که اگه رفتیم شهرشون بریم  چند روز خونه ما بمونیم یا حتی در حد حرف هم که شده بهم پیشنهاد بده که با علی یک هفته برم مشهد و اون یه جوری تنها موندن رو تحمل میکنه !

معجزه زندگی من اینه که وقتی مامان زنگ میزنه و میبینه لوزه هام اینقدر ورم کرده که نمی تونم از گلو وگوش درد حرف بزنم و تازه مجبورم علی رو هم جمع و جور کنم و ببرم وبیارم ، برای اولین بار (تاکید میکنم اولین بار)در طول زندگیم برام گریه کنه وبهم بگه که از اینکه منو اینجا تنها گذاشته عذاب وجدان داره . اینقدر این حرفش برای غیرمنتظره است که اول فکر میکنم اشتباه شنیدم .شاید شما نتونید درک کنید چقدر این رفتار برام باور نکردنیه .اونی که همیشه تو این سه سال طلبکار بوده که کار درستی کرده که رفته چون آینده برادرم مهمتره وحتی اگه رو به موت هم بودم بهم گفته که خودتو لوس نکن فکر کن داری خارج از کشور زندگی میکنی ، حالا بیاد و بگه من پشیمونه ؟! اصلا مامان منو وابراز پشیمونی؟

هرچند که از ناراحتیش خوشحال نیستم وعذاب وجدانش هم دردی از تنهایی و بی کسی و مشکلات من تو این مدت کم نمیکنه ولی برای بار اول تو زندگیم حس کردم که به من هم اهمیت میده وفکر میکنه.

خدایا شکرت همیشه فکر میکردم که باید معجزه بشه که شوهرم مهربونتر وبا گذشت تر بشه وزندگیم آرومتر ، از اینکه نظر لطفت رو به زندگیم انداختی ممنونم.

 احتمالا این چیزها برای شما خیلی سطحی و مسخره است ولی تو زندگی ن که ازش خبر دارید مثل یه روزنه امید می مونه.

پی نوشت :بعد از یک هفته شب زنده داری و نگهداری از علی که به شدت مریض بود حالا نوبت خودمه که نتونم از جام بلند شم  الانم چشمام به شدت میسوزه ولی اینقدر خوشحالم که خواستم حتما اینجا بنویسم .پسرک تازه امروز رفته مهد که عکسهای شب یلداشون رو بندازه ومن موندم با چه رمقی این همه راه برم دنبالش

_ بابا هفته پیش 3 روز اومد والبته تنها چون مامانم سرماخورده بود.

/ 10 نظر / 6 بازدید
امید

برای قلبم بهم گفت انار بخورم ! خداییش خیلی از دردها درمونای ساده ای دارن فقط باید بدونی که چه کاری باید بکنی و چی رو نوش جان کنی نظرت چیه برای معده ت بری پیش دکتر داروهای گیاهی ؟

امید

خوشحالم از اینکه می بینم تیتر گذاشتن رو یاد گرفتی [نیشخند]

امید

معجزه اگه در همین حد باشه اینو میشه یه طوری توجیه کرد .. یه وقتایی ادمای توی اوج احساسات و عواطف قرار میگیرن و حرفی میزنن که فقط توی اون لحظه بهش اعتقاد دارن و به چند ساعت نشده به حرف خودشون خنده شون میگیره نمونه ش رو زیاد میشه دید هیچ وقت به این حرفا نمیشه دل بست و امیدوار بود بهتره از عمل دیگران نتیجه ی معجزه بگیری تا حرفشون

امید

همونقدری که بال برای پرندگان اهمیت داره ، امید هم توی زندگی ما اهمیت داره گرچه یه نقطه ی کوچیک ِ امید بین این همه سیاهی زیاد هم نمیتونه خود نمایی کنه ، ولی بازم دلم به همین نقطه ی ریز ِ کوچیک امید روشنه ...

امید

راستی این عکس خودته گذاشتی این گوشه ؟ چرا از پشت عکس گرفتی ؟ [نیشخند]

امید

امیدوارم زندگی همونطوری باشه که انتظارش رو داری ... به امید روزهای بهتر [گل][گل]

مادرخانومی

خدارو شکر.. می فهمم چی میگی.. اصلا هم مسخره نیست. معجزه هر روز در زندگی ما اتفاق می افته حالا ریز یا درشت.. گاهی به چشم نمیاد.. گاهی هم با چشمای خودت می بینی. پدر آسمانی ما در طوفانهای زندگی مارو تنها و بی سرپرست نمی ذاره و به کمکون میاد . آمین

خانوم خانوما

وای چقدر خوشحالم برات خدا رو شکر . دیدی بهت گفتم یه کم امیدوار باش دیدی ! مطمئنم تو فکرت و عوض کردی که این همه اتفاق خوب افتاده برات ! بعدم قهر چیه دوست گلم من خیلی هم دوستت دارم !

دخترجون

خیلی خیلی خوشحالم گلم . همینطوری ادامه بده . ایشاله که بهت خوش میگذره . خودتم زود زودخوب میشی عزیزم . [ماچ]

خیلی خوشحالم