برگشتم

وقتی غرغر خان واسه باز کردن علی از سر خودش ،میشوندش پای کامپیوتر تا برای خودش نامه بزنه ، نتیجه این میشه که علی جان فاتحه کل ورد رو خونده ومن چند روزه می خوام آپ کنم نمی تونم

ما جمعه ساعت ۶ صبح راه افتادیم به سمت تهران (با ماشین خودمون) والبته بسیار به غلط کردن افتادیم با وجود یه پسر بچه شیطون . از وقتی که علی بدنیا اومد ما دیگه با ماشین راه به این طولانی رو نرفته بودیم و فکر نمی کنم که دوباره همچین کاری بکنیم

 اینبار حدودا دوهفته اونجا بودم و این برای خودش رکوردی به حساب میاد . خیلی خوب بود غرغر خیلی همکاری کرد .چند روز خونه مامان بودیم وچند روزهم خونه مادرشوهر

شب چله امسال هم باید بگم همونی بود که همیشه آرزوش رو داشتم . همه ( خانواده خاله ام ،خاواده شوهرم و زن داییم و دو تا دخترهاش که از فرانسه اومده بودن)مهمون مامانم بودن . البته اون وسط مسط ها هم چند باری سیم های قلق غرغر اتصالی کردن و نزدیک بود دوباره اوضاع قمردر عقرب بشه که خداروشکر خیلی طول نکشید وجو آروم شد.چند بار  هم حرم رفتم که خیلی خلوت و خوب بودجای شما خالی

دو تا مهمونی هم رفتیم خونه دوستان همسر(همون دندون پزشکها) که خودش تنوعی بود. کلا خوب بود علی خیلی خیلی خوشحال بود و فقط هرروز با نگرانی چک میکرد که کی باید برگردیم .ناگفته نماند که موقع برگشتن غرغر بیشتر بهونه گرفت تا علی

 ولی وقتی بعد از دوهفته برگشتیم از نفس کشیدن تو این هوای آلوده می ترسیدم

در کل استراحت خوبی بود فقط گاهی به این نتیجه میرسیدم که کنار اومدن با بعضی از رفتارهای مامانم چقدر سخت میشه.حالا هم که برگشتیم به روال عادی زندگیمون

امیدوارم بارون بیادو از این وضعیت یک کم خلاص بشیم . دیروز علی بهم میگه مامان چرا تو مهد کودک ما اشتباهی عکسهای زمستون زدن؟مگه زمستونه؟ پس برفش کو؟

چی بهش بگم والا 

/ 6 نظر / 6 بازدید
ماری

سلام امیدوارم اضافه وزن منم زود از بین بره حدودا 17 کیلو تا الان اضافه کردم!! آدرس باغ گل هم اتوبان آهنگ انتهای خیابون نبرد ژشت آتش نشانی هست. هر روز از 4 صبح تا 11 صبح بازه. ما معمولا جمعه ها می ریم . اگه 9 اونجا باشید چون آخره ساعت کاری هست گل ها رو حراج می کنن. مطمئن باش اگه بری ضرر نمی کنی.

دخترجون

به به مشدی خورسید . خوبی رسیدن بخیر . حسابی رفتی خوش گذروندی .خیلی خیلی خوشحالم که بهت خوش گذشته دوستم همونطورکه دوست داشتی شده .چقدر خوبه حالا تو خونه هستی هرازچندگاهی ازاین مسافرتا بری فک کنم هم واسه تو خوبه هم واسه علی .اما نبودی صفحه وبتو که بازمیکردم دلم میگرفت باورت نمیشه قنشگ حس میکردم که دوری [ماچ]

سمانه

طفلی بچه راست میگه دیگه! زمستون دیگه برف نداره...چند ساله که حسرت به دل موندیم بریم برف بازی و آدم برفی درست کنیم!

نهال

خدا رو شکر خوب بوده و غر غر کمی آرامش داشته

مریم

خورشید جان خوشحالم که همسرت ...خوب بوده و از همه مهمتر بهت خوش گذشته...امیدوارم..این روند ادامه داشته باشه... در مورد برف هم واقعا شده یه آرزو[[چشمک]