دله دزد

صبح پنجشنبه که بیدار شدیم با یه ماشین دزد زده مواجه شدیم . این خونه جدید پارکینگ نداره و ما همانند اکثر ساکنان این کوچه یا بهتر بگم خیابون ماشینمون رو تو کوچه پارک میکنیم . نمی دونم چه صیغه ایه که بیشتر خونه ها اینجا پارکینگ ندارن وعلاوه بر مشکل همیشگی جای پارک دزدی از ماشینها هم مزید بر علته

خلاصه صبح دیدیم ماشینمون نه آینه داره( خدا وکیلی نمیدونم آخه آینه های ماشین به چه دردی میخوره!) , نه ضبط, نه باطری که هنوز یکهفته نبود غرغر عوضش کرده بود. جلو پنجره ماشین و قفل راننده و صندوق عقب هم شکسته بود و دزد نامحترم کل محتویات داخل و صندوق ماشین رو که شامل یه زاپاس نو با رینگ و جعبه آچارها و اسکوتر علی و کوله پشتی بنده و عینک آفتابیها و سی دی های داخل داشبورد و خلاصه هرچی اون تو بوده برده و حسابی تمیز کرده .جالبه که فاصله ماشین پارک شده تا خونمون ده متر هم نمیشه . زنگ زدیم 110 و اومدن صورتجلسه کردن و گفتن امروز بریم کلانتری .

خیلی جا خوردیم . راستش اصلا دلم نمی خواد به ماشینه دست بزنم چون وقتی فکر میکنم دزد اومده توش و به همه جا دست زده وحشت میکنم . فقط خدارو خیلی شکر میکنم که خود ماشین رو نبردن .قیافه غرغر دیدنی بود چون همیشه از دزد و دزدی و... وحشت داره بعید هم نیست همین ترسش کار دستمون داده و از بین این همه ماشین نوتر و مدل بالاتر تو کوچه اومدن سراغ این قراضه ما !

/ 7 نظر / 6 بازدید
مادرخانومی

آخ آخ.. کاملا درک می کنم. توی آپارتمان ما هم یه دزد بود (هست) الان زندونه... هر سری ماشین مارو جارو می کرد نامرد... حالا خوبه کارت سوخت و کارت ماشین و بیمه اینا تو ماشینتون نبوده.. مال ما رو که برد و کلی به دردسر افتادیم برای گرفتنشون...

موژان

چه بد هیچ وقت دزد رو نمی شه بخشید.

شیلا

وای نه - هیچی بدتر از اون وحشت بعد از دزدی نیست

پوپک

حتما کلی ترسیدین و نگران شدین.. الان فقط میشه بگم مملکته داریم؟؟؟

بهار

بازخدا را شکر که خودش رو نبردند . مگه ماشین ما نبود بابای ما همیشه ترس از دزدیدن ماشین داشت آخرش هم دزد بردش . خیلی حس بدیه . باز صدهزارمرتبه شکرکه فقط دله دزدی بوده. خودت خوبی که ؟ خوش میگذزه خورشید جان ؟