دوباره ورزش

رفتن علی به مهد با وجود تموم نگرانی هایی که برای من داره والبته یکسری مریضی هایی برای خودش ،بزرگترین حسنش برام داشتن چند ساعت وقت آزاده . یکی دو روز اولی که رفت حسم مثل انسان از زندان آزاد شده بود ،یه حس خوشحالی و غریبی با هم .مونده بودم که با این چند ساعت وقت برای خودم چه کار میتونم بکنم .

نتیجه اش شد رفتن و ثبت نام دوباره تو کلاس ورزش و چقدر خوشحال شدم که دیدم بعد از تقریبا 9 ماه هنوز بدم خشک نشده و جای امیدواری داره (البته اگه اون یه مقدار شکمی که تو عید آوردم رو در نظر نگیرم).دیروز جلسه دومی بود که رفتم و باید بگم که بودن تو اون محیط و ریتم تند موزیک و فعالیت بدنی تاثیر خوبی تو روحیه ام داشته .

نمی دونم چقدر می تونم به ادامه این کلاسها امیدوار باشم چون وضعیت علی معلوم نیست و امروز دوباره در جوار من تو خونه مونده و بینیش کامل کیپه . دلم نمی خواد به بهای داشتن یک کم وقت آزاد علی مریض باشه و این بدجور داره رو وجدانم سنگینی میکنه . هر چند که اینبار برای رفتنش به مهد من پیشنهاد دهنده نبودم و پدرش بخاطر تنهایی و سر رفتن حوصله خود علی تصمیم به فرستادنش گرفت نه بخاطر من .

همیشه از خودم می پرسم من اگه یه مادر کارمند بودم تکلیف این بچه چی بود ؟ یا چه جوری می خوام بفرستمش مدرسه !

خلاصه اگه بخوام کانتکت های خیلی زیاد خودم با غرغر رو ندیده بگیرم (که عجیب تعدادشون روز افزونه)،این هفته برام تجربه تازه و مثبتی بودو من بسیار بسیار زیاد خدا رو بابتش شکر میکنم

 

یه چیزی چند وقته تو ذهنمه و فکر میکنم حالا بهترین موقعیته واسه پرسیدنش ، اینکه شما ها که تو این یکسال اینجا رو خوندید و تا حدودی با من آشنا شدید ، چه تصویری از من تو ذهنتون دارید؟

یعنی اگه بخواهید منو تصور کنید ،من به نظرتون چه شکلی میام (در مورد خصوصیات ظاهریم مثل قد و هیکل و قیافه ام و...). می خوام ببینم کی بهتر میتونه حدس بزنه لطفا رک و راست بگید

منتظرم ها ! ببینم چی میگید (وای به حالتون اگه نگیدشیطان)

 

مریم جان نظر گذاشتن تو وبلاگت برام کار سختیه مخصوصا که خصوصی هم نداری . نمی دونم کامنتم رو گرفتی یا نه؟

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترجون

کلاس ورزش خوبه خیلی تو روحیه آدم تاثیرداره فکرمیکنم یه دختری هستی با قد 170 تقریبا لاغر وزنه 58-59 با موهای مشکی که توش هایلاته . پوست گندمی . چشم ابرو مشکی . ابروهاتم ازاین مدل شیطونیا که کوتاش میکنند دنبالشو مداد می کشند از اونا . درست گفتم آیا [خجالت]؟

خانم خونه

به نظر من یه دختر با اندام متوسط رو به لاغری و قد متوسط هستی . ولی دیگه تصور دیگه ای ندارم

ویسپوران

وقت بیکار گیر اوردی رفتی پرش کردی ؟ [تعجب][قهقهه]

ویسپوران

اگه فکر میکنی این کلاسا میتونه توی روحیه ت تاثیر مثبت بزاره و انرژی بیشتری بهت میده ! به نظرم بد نیست همین راهو ادامه بدی

ویسپوران

هیچی مثه تنوع نمیتونه روحیه آدم رو عوض کنه گرچه به عینه دیدم که آدما زود از یکنواحت شدن اوضا خسته میشن واسه همین دست به هر کاری میزنن که اوضاع رو دائم عوض کنن در حالیکه که نمیدونن تغییرات چقدر از وقت و هزینه و انرژیشون رو هدر میده به نظرم اوضا الان خوبه ... همینطوری نگهش دار

ویسپوران

نظرم رو فردا در موردت بهت میگم آخر هفته ی خوبی داشته باشی [چشمک][گل]

ساناز

به نظر من یه خانوم ظریف و قد بلند و خوش هیکل... فقط کمی زیادی روی خودش گیره[زبان][ماچ][ماچ]

مریم

خورشید جونم...وای نمی دونی چقد برات خوشحالم......جدا از مساله سرماخوردگی..علی نیاز داره...بره مهد کودک..تا اجتماعی بشه و با بچه ها بازی کنه...پس فکر نکن..تو کوتاهی می کنی.. اما اگر ..حتی اگه برنامه ات طوری بشه که علی خونه بمونه...تو باز هم می تونی نرمش کنی.. تو می تونی صبح ها بروی پیاده روی وعلی با خودت ببری... مهم اینکه انگیزه اونقدر قوی بشه..که تنبلی نکنی... [ماچ] به نظر من که قدت بلنده..و پوستت سبزه و یا گندمی اه...اممم لاغری... راستی...منظورت از اون مریم من ام...[نیشخند]چون تو وبلاگ من هم نمیشه خصوصی نوشت...احتمالا خودمم...من پیام ات و خوندم.. همون جا هم جواب دادم...دوستم...امیدوارم همیشه شاد و سرحال باشی..برای شادی ات مبارزه کن...

تي تي

سلام خورشيد جان...اون كامنتايي كه گفتي رو يادمه ..خيلي خوشحالم كه هنوزم خواننده وبلاگ مني و ميتونم باهات دوست باشم..اميدورام كه روز به روز شادتر و خوشبختتر باشي عزيزم

دخترجون

سلام دوستم خوبی علی بهترشده ؟ نمی خوای بیای بگی درست حدس زدیم یا نه !!!!!!