خسته ام از دستت . از بهونه گیریهات ازبد جنسیهات

بیزارم از رفتارت که پر از خودخواهی و بی ادبی وطلب کاریه . از این که دائم ارث نداشته پدرت رو از همه میخوای. فکر میکنی از همه کاملتر و بهتری و بیشتر می فهمی

همه باید طبق اصول غیر منطقی ذهن تو رفتار کنن و گرنه لایق هر تحقیر و توهینی اند

این چند روز چی به سرم اوردی ! هرچی خواستی بهم بدو بیراه گفتی . درو تخته رو بهم کوبیدی به پدر و مادرم بداخلاقی و بی اعتنایی کردی

اخه چرا به چه گناهی ؟ مگه اینا همون پدرو مادری نیستن که یکسال مفت و مجانی تو خونشون خوردی و خوابیدی تا تونستی پولهاتو جمع کنی و عروسی بگیری ؟

همونایی که تموم کارهای عروسیت رو کردن وپدر و مادرت مثل صد پشت غریبه اومدن خوردن وتو حتی کادوی سر عقد رو تو جیبشون گذاشتی وکف پاشون رو هم ماچ میکنی؟ خوبه که ما با هم دوست نبودیم و 6 ماه ازگار مامانت خونمون زنگ میزد!

همون پدر و مادری که توی یه لا قبا رو همونجوری قبول کردن و همیشه پشتت بودن . هر وقت مریضی بود پدر و مادر من بودن هر وقت پول میخواستی هر وقت وام می خواستی ضامن می خواستی اسباب کشی داشتی و.....

ای بی چشم ورو ! اگه مادر من همیشه برادرم رو به من ترجیح دادو محبتشو بهم نشون نداد همیشه که هوای تو رو داشت همیشه منو بخاطر تو دعوا کرد

من چه جور با خانواده و پدر پر از مشکلت (که تو شدی نسخه دوم اون) رفتار میکنم تو چه کار میکنی؟

هر وقت هفته به هفته میان تهران چه پذیرایی ازشون میکنم و پیشاپیش برام برنامه غذایی مینویسی که مبادا بهشون بد بگذره اما دریغ از اینکه این چند روز یه نون بگیری.

خدا رو شکر که اینقدر چشم و دلشون سیره که احتیاج به یه لقمه نون تو ندارن

ولی تک تک کارات زخمیه به قلب من

تازه باید حرف بشنوم که  حیف شدی و خدا تو این دنیا منو کفاره گناهات گذاشته!!!!

که دایم تو سرم بزنی که من زنم و نمیفهمم وتو لطف میکنی که منو تحمل میکنی و خرجمو میدی؟

نمی بخشمت هیچوقت اگه خدایی که اون بالاست و میگن عدل انصاف داره و من هیچ وقت سر از حکمتش در نیاوردم ،من و تو رو میبینه ، میسپرمش به خودش

امیدوارم اون جور که خودش می دونه جواب کارهاتو بهت بده

 

 

 

 

 

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
ساناز

سلام خورشيد عزيزم.اولا از آشنايي باهات خيلي خوشحالم.ثانيا به نظرم بهترين كار رو مي كني كه مينويسي...نه بخاطر كسي بلكه در درجه اول بخاطر دل خودت... خورشيد جان نذار مامانت اينا اينقدر تو رو تحت فشار بذارن..اگه در برابر پسرش مسووله...پس در برابر اذيت شدن تو كي مسووله؟؟نذار از هر دوطرف تحت فشار باشي...از همين الان براي آينده ات فكر كن...هيچ كس مسوول زندگي تو نيست خورشيد جان...ايشالا كه رابطه تون بهتر بشه...ولي كاري نكن كه اگه كارد به استخونت رسيد فقط بخاطر وابستگي مالي تحمل كني...حتما سر كار برو عزيزم و هرگز تحت هيچ شرايطي جلوي تحقير كوتاه نيا...سكوت در مقابل تحقير به معناي پذيرفتن اونه عزيز دلم.ميخوام تو رو با يه وبلاگ آشنا كنم..البته شايد خودت بخوني...ولي خيلي عبرت آموزه به نام http://sanavaniayesh.blogfa.com حتما اينو بخون عزيزم.مي بوسمت.مواظب خودت باش.

ساناز

سلام خورشید گلم.. اگه دوست داری دیگران وبلاگت رو بخونن تو هم باید همین کار رو بکنی عزیزم.وبلاگهای اونا رو بخون...همینطور که با من آشنا شدی...منم لینکت می کنم تا دیگران هم بهت دسترسی داشته باشن..بعد از مدتی کلی دوست پیدا می کنی...مواظب خودت باش و غصه نخور... خورشید من خیلی به این حرف اعتقاد دارم:اگر تنهاترین تنها باشم باز هم خدا هست...امیدوارم تو هم تمام دلتنگیهات وتنهاییات رو بتونی باهاش پر کنی...من تونستم...[گل]

خانم خونه

عزیزم همه مردا عیب و ایرادایی دارن و بعضی هاشون خیلی غرغرو هستن و می دونم هر کدوم از عیباشون رو بشه تحمل کرد تحمل این یه دونه خیلی سخته . ولی غیر از صبر آیا کار دیگه ای هم میشه کرد ؟