همچنان میگردیم

یک هفته از ماه رمضان گذشته و من برخلاف سالهای گذشته اصلا حال و هواشو احساس نکرده ام .یعنی همیشه برام یه حس معنوی داشت و لا اقل خودم یه تکونی به خودم میدادم از نظر روحی ولی الان هیچی به هیچی .

اینقدر ضعیف شده ام که همینطوری از جام که بلند میشم میرم تو در و دیوار . هر روز بعد از ظهرها ( گاهی هم صبحها) تو این آفتاب و گرما با این بچه میوفتیم تو خیابونها دنبال خونه و هر روز هم خسته تر و عصبی تر بر میگردیم . واقعا که هیچی حساب کتاب نداره

یعنی شرق و غرب و ... خیلی با هم تفاوت قیمت نداره که بگی حداقل میرم یک کم اونور تر تا یه جای بزرگتر و بهتر بگیرم .اصلا با بودجه ما استانداردها همونه که گفتم حدود 60 متر و طبقه چهارم و بی پارکینگ و آسانسور . کاشکی فقط همین بود اینقدر جاهایی که نشونمون دادن خفه است که من تصور یک ساعت زندگی رو هم توش نمی تونم بکنم.

راستش یکی دو مورد غرب تهران پیدا شده که هنوز ندیدمش ولی حقیقت اینه که من اصلا شناختی از اون طرف ندارم و بسیار بسیار میترسم که برم اونجا چون فکر میکنم دیگه به هیچی و هیچ جایی دسترسی ندارم و من که بعد از ده سال هنوز نتونستنم غول رانندگی رو شکست بدم و از این گواهینامه بجز کارت شناسایی یه استفاده دیگه بکنم , دست و پام حسابی بسته میشه

اینقدر این روزها به شدت مضطربم که حتی واسه کنکور دادن هم اینقدر اضطراب نداشتم و شبها حتی با قرص خواب هم خوابم نمیبره متاسفانه عملا تمرینهای مشاورم رو هم کنار گذاشتم چون به هیچ چیز دیگه ای نمی تونم فکر کنم . همیشه فکر میکردم خریدن خونه باید پروسه شادی آفرینی باشه ولی برامون از همیشه  سخت تر بوده شاید چون بودجه مون زیاد نیست . هنوز حتی یه لیوان هم جمع نکردم و نمی دونم کی میخوام شروع کنم. فقط و فقط امیدم به خداست که مثل همیشه کمکم کنه و هوامون رو داشته باشه 

دلم نمی خواست بیام اینجا دوباره پست منفی بگذارم ولی اگه اینا رو اینجا نمی گفتم دیگه میترکیدم. امیدوارم پست بعدی با خبر های خوب بیام 

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
مرجان (مامان بردیا)

عزیزم ناامید نشو بازم بگرد برای خونه پیداکردن باید کفش آهنی داشته باشی و حداقل 100 تایی خونه ببینی تا چیزی که دنبالشی پیدا کنی البته این نظر منه که خیلی هم سخت می پسندم [نیشخند]

نهال

ولی من فکر میکنم غرب از شرق گرونتر باشه بازم خدا رو شکر که در حد 60 متر میتونید بخرید حتی اگه طبقه چهارم و بدون پارکینگ باشه حداقل دیگه مال خودتونه به مرور پول جمع میکنید و بزرگترش میکنید انشالله فقط زود بجمبید و قولنامه کنید چون شنیدم بعد از ماه رمضان قراره دوباره گرون بشه

ساناز

عزیزم اتفاقا تو فی س بوک پیغام گذاشتم برات...امیدوارم زودتر پیدا کنین گلم...خودتو ناراحت نکن...سمت غرب همه چی راحت و در دسترسه...منم نسبت به شرق این حس رو دارم...احساس میکنم هیچی نمی تونم پیدا کنم...گلم تمرینات رو اهمال نکن...فرصتت رو از دست نده عزیزد لم.

مریم

خورشید جونم....ایشالا درست میشه....فقط به خودت اضطراب نده...چون...با اضطراب تو خونه خوب پیدا نمی کنه....می دونم حرفم تو عمل سخته..اما هی با خودت تکرار کن...جای نگرانی نیست...فوقش اینه که امسال یه جای دیگه مستاجر میشین...یه سال خوب می گردین...تا اون جایی که می دونم..خونه خریدن عجله برنمی داره...فقط باید گیر باشین...و هی برین خونه ببینین... مطمئن باش...یه خونه خوب منتظرته...اما باید وقتش برسه.... خیلی مواظب خودت باش..

لیندا

منم امیدوارم خونه دلخواهتونو پیدا کنین و پست بعدیت پر باشه از خبرای خوب [قلب]

بهار

مهم نیته عزیزم نه گشنگی و تشنگی کشیدن که اونم امسال پدر درمیاره وحشتناک . امیدوارم هر چه زودتر خونه جدید مطابق میل پیداکنی درضمن نمی گفتی هم هرروز دم افطار به یادت هستم عزیزم

آنا (زیرچترخاطرات من)

سلامی به گرمی افتاب این تابستون گرم به شما وبلاگتون خیلی قشنگه بهتون تبریک میگم منم یه وبلاگ دارم که توش از دلتنگی و خاطراتم مینویسم تا قبل از اینکه با غلط گیر زندگی یا همون گذر زمان از دفترچه ذهنم پاک بشه. من عاشق نوشتنم منو و دوستانم زیر چتر کوچیک اما دوستانه جمع شدیم خوشحال میشم به جمع دوستانم بپیوندید و نظرتون در مورد بهتر شدن وبلاگم بهم بگید اگه موافق لینک هستید لطفا خبرم کنید که لینکتون کنم شما هم منو با نام زیرچتر خاطرات من بلینکید بی صبرانه منتظر نظرات قشنگتون هستم

بهاره

دوستم ایشالا به زودی یه خونه ی خوب خوشگل پیدا میکنید نگران نباش[پلک] از غرب تهران هم نترس عزیزم ترس نداره که... من 26 ساله که غرب تهران زندگی می کنم و خیلی راضیم... اتفاقا این طرفا احتمال اینکه خونه خوب پیدا کنی خیلی زیاده.. نگرانی به خودت راه نده دوستم و مطمئنم بزودی با خبرای خوب و پرانرژی میایی پیشمون[گل][بغل]