آخر پائیز

بالاخره پائیز هم تموم شد .حیف که خیلی پر برکت نبود و خوب نبارید . امیدوارم که این 3 ماه زمستون هم با سرعت هر چه بیشتر بگذره و من خلاص بشم . نمی دونم چرا شش ماه اول سال اینقدر سریع میگذره و نیمه دومش این همه کشدار. شاید چون من دوستش ندارم .

یک شب یلدای دیگه هم از راه رسید .شبی که خیلی چیز ها در موردش میگن و خیلی ها هم واسه این شب کلی برنامه و شب نشینی دارند. ولی برای من تو تموم زندگیم ،همیشه یه شب بوده مثل بقیه شبها . هر چی به عقب برمیگردم میبینم هیچ خاطره ای ازش ندارم . هیچ وقت به یاد ندارم که تو این شب کسی خونه ما اومده باشه یا ما جایی رفته باشیم . هر چند که من عاشق اون چیزی ام که ازش تو داستانها و روایتها میگن

کرسی و هندوانه و انار و فال حافظ ،با یک جمع صمیمی خانواده . می دونم که الان دیگه از کرسی خبری نیست ولی اکثر خانواده ها دوره هم جمع میشن و این شب یه شب خاصه .

اون موقع که ما بچه بودیم و پدر بزرگ مادربزرگهامون هم زنده بودند هم خبری از این چیز ها نبود . اون موقع هم ما گم شده بودیم تو اختلاف بین پدر مادرمون با خانواده های همدیگه.

اون موقع هم ما بودیم و تنهایی هامون و چار دیواری خونمون. هیچ وقت شب عید و یلدا و ...واسه ما فرقی نداشت .الان هم که تکلیفمون معلومه .

امیدوارم همه شمایی که قراره برید خونه مادر پدرتون ،یا پدربزرگتون یا هر جای دیگه که دور هم جمع شدید و گفتید و خندید ، یادی هم از من بکنید و جای منو هم خالی کنید.

خوش بگذره

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویسپوران

مهم نیست پاییز پر برکت باشه یا بی برکت مسئله اینه که چه پاییز برکت داشته باشه و چه نداشته باشه به حال مردم هیچ توفیری نداره اگه 100 برابر پارسال هم بارون بیادااااااا بازم ما کمبود آب داریم [خنده] اثباتشم کاری نداره که یه نگاه به درآمد نفتی ما بنداز ... نسبت به سال گذشته 4 برابر شده چه تاثیری روی زندگی مردم داشت ؟ جواب یه کلمه ست ، هیچی [نیشخند] به هر حال امیدوارم که یه روزی کلمه عدالت رنگ حقیقی به خودش بگیره [پلک][گل]

ویسپوران

به به می بینم که شب یلدا داره میاد و از همین الان به فکر افتادی که یه شب به یاد موندنی رو مثه بقیه ی مردم رقم بزنی اگه نظر منو بخوایی من میگم که تا میشه آجیل بگیر بلکه بشه این یه شب علی رو بیدار نگهش داشت بعدش از علی بخواه که آرزو کنه که " ویسپوران " خوشبخت شه و شماها رو توی عروسیش دعوت کنه[خنده][خجالت] قول میدم که به سونگه ی منم که شده شب قشنگی میشه [مغرور]

ویسپوران

راستی یادت نره که حتمن به مامان جون هم بگی که بیاد تهران جاش خالی نباشه یه وقت [شیطان] آخه نمیشه که همش تو اون شب خورد ، خب باید یه موضوعی هم واسه صحبت ( فقط صحبت نه جر و بحث ) باشه دیگه خب [عینک]

ویسپوران

در مورد شب یلدا هنوز برنامه ای نریختیم ولی خوب که فکر میکنم می بینم که به نظرم قشنگترین شبی هستش که میشه اس ام اس بازی کرد [تعجب][خنثی] خب چه کار دیگه ای میتونم بکنم خب اصن یه جوون چطور میتونه یه شب یلدا که سالی یه باره رو خوش بگذرونه ؟ [دلشکسته] نمیدونم به هر حال دوست دارم این شب رو یه کاری بکنم شایدم رفتم سماق مک زدم [خوشمزه][نیشخند]

ویسپوران

خوش باشی که دمی زندگانی همین است [فرشته][گل]

مرجان (مامان بردیا)

عزیزم می تونی خودت شروع کنی مهمونی بدی و همه دور هم باشین اصلاً 3 تایی دور هم خوش باشین امیدوارم بهتون خوش بگذره[گل][قلب]

گلپر

عزیزم مهم اینه که دلت گرم باشه که دل تو گرم هست . عزیزم مهمترین چیز شب یلدا فال حافظ هست که خودت می تونی برای خودت فال بگیری .

مریم

سلام خورشید..جونم...من تازه وبلاگتو دیدم و کل آرشیو ات وخوندم..می خواستم بگم..تو خیلی مامان خوبی هستی..خیلی بیشتر از اونچه که تصور کنی..[دست].این رو هم برای خوش آمدت نگفتم...فقط یه چند مورد به ذهن ام می رسید بگم نوشتن موردهایی که خودت ماشاءالله بهتر می دونی شاید تکراری باشه و انجام هم می دی ولی خب من می نویسم.....برای اعتماد به نفس ات که گره مشکلاتت توی اونه. من یه پیشنهاد دارم.. غذاهای تو پشقاب های مهمون هات برای خودت بریز...صبح ها با همه کاری که داری..زودتر بیدار شو و فقط نیم ساعت ام هم که شده برای خودت بزار.آرایش کن.ناخن هاتو سوهان بزن..مدل موهاتو توی آینه عوض کن..عطر بزن...شایدبا وجود همه کاری که داری.. به نظرت مسخره بیاد ولی زمانی که علی خوابه.به جای اینکه بدویی خونه رو مرتب کنی.خودتو مرتب کن...ببین..اگه می خواهی دنیای بیرون تورو و خواسته های تو رو ببینه و بهت احترام بزاره...اول خودت باید خودت و ببینی. و به خودت احترام بزاری...هر روز صبح توی آینه خودتو تحسین کن..

رعنا

سلام خورشید جان، امروز تاسوعاست.من زیاد تو اینترنت نمی چرخم.ولی‌ امروز بیکار بودم و به طور خیلی‌ اتفاقی وقتی‌ دنبال دستور تهیه عدس پلو می‌گشتم، وبلاگتو دیدم. من متخصص اطفالم. دلم واسه علی‌ سوخت که اینقدر گرفتار کیلینیک آلرژی شده.من بیمارستان مفید تهران درس خوندم،نمیدونم تا حالا اونجا رفتی‌ یا نه. خانوم دکتر چاوش زاده فوق تخصص آلرژی، خیلی‌ خانم خوبیه. اگه به بیمارستان زنگ بزنی‌ بهت میگه که کی درمانگاه میشینه. خانوم دکتر واسه مریضش مثل بچه های خودش دلسوزه و هیچوقت کار الکی‌ نمی‌کنه. آلرژی که چیزی نیست.اینقدر سخت نگیر و بیخودی غصه نخور.من وقتی‌ بعضی وقتا خسته یا افسرده میشدم،صبح که میرفتم مفید، هزار بار خدا رو شکر می‌کردم که سلامتیم. تو هم خدا رو شکر یه کوچولوی سالم داری.آلرژی که بیماری نیست! در لحظه زندگی‌ کن که این روزا برنمیگرده:)

ویسپوران

می بینم که کم پیدا شدی و شاید هنوزم تو شوک مسائل اخیر شهرتون هستی [نیشخند] هزار بار گفتم که اینا هیچی سرشون نمیشه به خرجت نرفت حالا بکش [قهر] امیدوارم لاقل تو یکی تو این تظاهرات شرکت نکنی کار دست خودت بدی [عینک]