آمار حفره ای در پیاده روی من وجود دارد - کوچه خلوت دل

 
حفره ای در پیاده روی من وجود دارد
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

 فصل ١

در خیابان قدم می زنم.

به حفره ای عمیق می رسم

در آن سقوط می کنم

گم می شوم...کاری از من ساخته نیست

تقصیر من نیست

مدتی طولانی وقت می گیرد تا از آن بیرون بیایم

فصل 2

در همان خیابان قدم می زنم

به حفره ای عمیق می رسم

وانمود می کنم آن را نمی بینم

بار دیگر در حفره سقوط میکنم

باور نمی کنم در همان مکان قبلی هستم

اما،تقصیر من نیست

باز هم مدتی طولانی وقت می گیرد تا از آن بیرون بیایم

فصل3

در همان خیابان قدم می زنم

به حفره ای عمیق می رسم

آن را می بینم

باز هم در آن سقوط می کنم ...عادت کرده ام

چشمانم باز هستند

می دانم کجا هستم

تقصیر من است

بلافاصله بیرون می آیم

فصل4

در همان خیابان قدم میزنم

به حفره ای عمیق میرسم

آن را دور می زنم

فصل 5

در خیابان دیگری قدم می زنم

 

این شعر مال پورتیا نلسونه . نمی دونم کیه وخیلی اتفاقی تو یکی از کتابهایی که این اواخر خوندم دیدمش ولی دقیقا شرح اشتباهات و نادانی های من توی تمام زندگیمه .این شعر به قشنگی نشون میده که من چطور بارها و بارها یه اشتباه رو در رابطه با دیگران بخصوص نزدیکترین هام انجام میدم .

بعد از هر اشتباهی و شکستی و سرکوبی با خودم عهد میبندم که چشمهام رو باز کنم و آدم دیگه ای باشم ولی...

نمی دونم مربوط به اراده ضعیفمه یا دل زیادی رئوفم ولی هرچی که هست حماقته و نمی دونم کی بالاخره فصل 4و 5 این شعر برام اتفاق میافته.

 

دلم پر از حرفه و سرم پر از فکره ولی نمی دونم به کی بگم و چی کار کنم که دوا و چاره ای باشه . اینجا هم راحت نیستم و نمی تونم خودم رو بیرون بریزم .حتی اینجا هم نگران قضاوت بقیه ام.

پسرکم رو با کلی اضطراب و هیجان شنبه بردم مهد ،یکشنبه تب کرد !!! الان بهتره ولی من باید چه کنم؟

در مورد پست قبل مرسی که چندتایی تون نظرتون رو گفتید بعضی از این راه کارها مثل خریدن یه چیز کوچولو کمی حالمو بهتر میکنه ولی عیب من اینه که تا وقتی اون مشکلم رو با کسی که ناراحتم کرده حل نکنم و حرف نزنم حالم خوب نمیشه و از اونجایی که سهم عمده ناراحتی های من مربوط به( غرغرخانه) و خب که اونم حل نشدنیه، اکثر اوقات حالم بده

خیلی نالیدم ببخشید جز اینجا جایی رو ندارم


کلمات کلیدی: