آمار من اومدم - کوچه خلوت دل

 
من اومدم
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٦  

سلام

دوشنبه شب برگشتم. اگرچه دل کندن از شیراز واسم کار اسونی نبود.شهری که پر بود از عطر گل و خاطره های شیرین دست نیافتنی .

عجب مردم گرمی اند این شیرازی ها.

سعی کردم لذت ببرم از محبت ومهمون نوازی مردمش و باغهای قشنگش. اگرچه دیگه اون شوق وعشق تو دلم نبود واگرچه شوهرم تا تونست بخاطر دوری راه و پیدا نکردن هتل و نبودن جای پارک و شیطنتهای علی نق زد و بدو بیراه گفت

سرزندگی مردمش برام جالب بود . اینکه تا ساعت 12 شب مغازه ها باز بود و خیابونها شلوغ و پارکها پر از خانواده هایی که بساط پهن کرده بودند و می گفتند و می خندیدند.

چیزی که ناراحتم کرد تخت جمشید بود. به نظر من دیگه چیزی ازش نمونده که ارزش دیدن داشته باشه .90 درصد بناها کاملا فرسوده و از بین رفته شده و بقیه جاها رو هم حفاظ کشیده بودند که کسی جلو نره کاخ اپادانا رو هم کاملا بسته بودند یک عالمه توریست المانی اومده بود که همه دست از پا درازتر برمی گشتن

با چند سال پیش که مقایسه می کردم خیلی دلم می سوخت

در هر صورت این هم سفری بود که گذشت هر چند شیرینی لحظاتش رو به محض رسیدن به تهران به کامم تلخ تر از زهر کرد.


کلمات کلیدی: