آمار دنیای روشن بچگی - کوچه خلوت دل

 
دنیای روشن بچگی
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٦  

یه وقتهایی میبینم علی حسابی تو افکار خودشه ، یعنی به یه جا خیره شده و در عین حال یه لبخند قشنگ رو لبهاشه وصورتش یه  شادی خاصی داره. اینجور وقتها وقتی ازش می پرسم علی جون به چی داری فکر میکنی؟ جوابم دو تا چیز بیشتر نیست: یا عدس پلو یا سرزمین عجایب!

این موقع هاست که حسرت میخورم که کاشکی دنیای ما هم مثل بچه ها کوچیک بود و خوشی هامون اینقدر ساده.

_بر خلاف چند روز گذشته امروز هیچ انرژی و حوصله ای ندارم . هر چی زحمت کشیده بودم برای شارژ کردن خودم ،به راحتی با رفتارهای بیخودش به باد داد.


کلمات کلیدی: