آمار کوچه خلوت دل

 
 
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢  

سلام ،خوبم خبری نیست .فقط علی رو پنجشنبه بردم رادیولوژی وعکس لوزه ودستگاه گوارش و سونو ی کلیه اش رو گرفتیم .که خداروشکر کلیه هاش موردی نداشت و بچه برای عکس مریش خیلی همکاری کرد .چون باید باریم میخورد واین برای من آدم بزرگ سخته چه برسه به بچه . ولی هیچی نگفت .البته اینا برای چک آپ بود و من هر چی به شوهرم گفتم که ضرورتی نداره گوش نکرد .

متخصص گوش و حلق و بینی هم با دیدن عکسش گفت که لوزه سوم داره و باید عمل بشه ولی من نمی خوام زود تصمیم بگیرم .منتظرم ببرمش آزمایش خونش که دوباره مال حساسیته انجام بدم و نتیجه قطعی رو بابت آلرژیش بدونم بعد . بهمون سفارش کردن که برای لوزه یکبار ببرمش بیمارستان امیر اعلم پیش دکتر برقعه ای.

میگذرونیم این روزهای عمر رو و علی هم فعلا میره مهد . امروز قراره ببرنشون تاتر خاله سوسکه! حسابی خوشحال بود .

هر روز میاد خونه و یه شعر تازه میخونه و کلی ادا از خودش در میاره .بعد میگه خوشحال شدی؟ماچ

بعضی وقتها که خیلی من پکرم میاد میگه چرا ناراحتی؟ به بابا میگم برات گل بخره!!!بغل(این بچه هنوز مونده باباش رو بشناسه)

منم بهش میگم نمی خواد مامان جون بیا یه بوس تپل بهم بده حالم خوب میشه

این روزها خیلی بی حوصله و بی انرژی ام .هیچ برنامه و انگیزه ای ندارم

شماها با این شبهای بلند مزخرف چی کار میکنید ؟

منکه شب میشه افسرده تر میشم

پریروز هم باز غر غرخان سر اینکه مامان زنگ زده بود حال علی رو بپرسه و چند  کلمه حرفی که باهم زده بودند باز یه سر و صدای حسابی راه انداخت .منم در کمال آرامش هر چی گفت جوابش رو دادم . هرچند که نرود میخ اهنی در سنگ . اون فقط چیزهایی که دلش میخواد میبینه و میشنوه

فعلا خداحافظ


کلمات کلیدی: