آمار کوچه خلوت دل

 
 
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٤  

چند روزه ذهنم حسابی درگیره.خیلی وقتها آ دم با شور و شوق( گاهی اوقات مثل من در کمال سادگی)به مسئله ای دل میبنده و روش کلی حساب باز میکنه و بعد با یک تلنگر تموم اون ذوق و شوق از بین میره و حساب کتابهای آدم بهم میریزه.

حالا حکایت نوشتن منم توی این وبلاگ همین حکایت بالاست . تا حالا سعی کردم تو تموم نوشته هام خودم باشم ، خود خودم . بدون هیچ سانسور و پنهون کاری ،بدون هیچ اغراق و خالی بندی. اصلا اینجا رو باز کردم واسه سبک شدن واسه خالی شدن .

اونچه تو زندگیم در جریان بوده بدون شیله پیله و ملاحظه نوشتم و ازتون کمک خواستم وبه لطف خدای خوب با کسانی آشنا شدم که دوستم شدند و در حد توانشون راهنماییم کردند، که تعدادشون از انگشتهای دست هم کمتره . بعضی ها هم میان اینجا رو میخونند واسه سرگرمی و کنجکاوی،بدون هیچ حس مشترک یا کوچکترین ارزشی واسه من و مسائلم .،تک وتوکی هم میان و مینویسن واسه تخریب و تحقیر.

تو این چند ماه جند تایی کامنت برام گذاشته شده که حسابی منو به فکر برده واین آخری....

حالا اون تلنگره بهم خورده و دارم فکر میکنم که شاید دارم بی کله میرم .حالا شک کردم که روشم درسته یانه؟ نکنه اینجا هم دارم همون اشتباهی که تو زندگیم میکنم رو ادامه میدم یعنی صداقت زیادی،اعتماد سریع و ....توی ارتباطات نزدیکم هم بارها به این رسیدم که هیچکس واقعا روراست نیست .از پدر و مادر و همسرم گرفته تا کسی که بعد از یک دوستی و صمیمیت 16 ساله مثلا میفهمی که پدرو مادرش 8 ساله از هم جدا زندگی میکنندو پدرش یک ازدواج دیگه داره و ...و واقعا مات میمونم از این همه به اصطلاح خریت خودم .

انگار راست میگن ترک عادت موجب مرض است.شاید خوبه که آدم جنبه های پنهون داشته باشه و لازمه مثل بعضی وبلاگها فقط جنبه های مثبت زندگی رو بنویسه یا اینقدر مبهم بنویسه که هیچکی از زندگیش چیزی نفهمه یا مثل بعضی ها ...

مخصوصا اینجا که هیچ کس کاملا از اون یکی شناخت و خبر نداره و خیلی ها هم میگن خطرناکه .دوست ندارم غیر از اینکه هستم باشم ، که در این صورت ترجیح میدم اصلا نیام و ننویسم چون هدفم از راه انداختن این وبلاگ چیز دیگه ایه و دلیلی واسه گول زدن خودم و بقیه ندارم . توی زندگیم هم اهل نقش بازی کردن و نقاب زدن نبوده ام و نیستم و چوبش رو هم خوردم ، خدا کنه که از اینجا هم چوب نخورم و این بار هم اشتباه نکرده باشم .

_مرسی از کسی که با کامنت تلخش یک کمی حواسمو جمع کرد

_ لطفا کسی به خودش نگیره اصلا و اصلا منظورم کس خاصی نیست


کلمات کلیدی: