آمار کوچه خلوت دل

 
 
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٤  

سلام

من برگشتم .حسابی سرما خوردم و  اصلا حال و حوصله نوشتن ندارم .فقط بگم که مسافرت بد نبود با اینکه از دست شوهرم و خواهرش حسابی حرص خوردم .خانواده اش هم دیشب برگشتن.

علی هم که چشمش به اینا افتاده بود حسابی هر کاری دلش خواست کرد و من تا یه کلمه بهش چیزی میگفتم ،عمه اش  بغلش میکرد و قربون صدقه اش میرفت و حسابی کفریم کرده بود .

خلاصه شاید بعدا مفصل تر در مورد مسافرت نوشتم .فعلا


کلمات کلیدی: