آمار این روزهای اخر سال - کوچه خلوت دل

 
این روزهای اخر سال
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۱  

الان که دارم اینا رو می نویسم حسابی خسته و کوفته ام و دلم غش میره واسه یک کم خواب . امسال با خودم قرارگذاشته بودم که خونه تکونی نکنم یعنی نه حوصله اش رو داشتم نه انرژیشو .فکر کرده بودم که تموم دیوارها رو که شهریور که اومدیم این خونه شستم و تمیزه ولی این چند روزه هی هر کجا رو که نگاه میکردم میگفتم که اگه این گوشه رو تمیز کنم بد نیست ها! یا فقط آشپزخونه رو تمیز میکنم ودست به جای دیگه نمی زنم ولی خب دوستان عزیز از یک گوشه که شروع کردم دیدم خب فلان کارو هم بکنم بد نیست و....حالا این شده که مجبور شدم تموم آشپزخونه ، نصف دیوارهای اتاق علی ،نصف دیوارهای اتاق خودم، همه درها وکمدها رو تمییز کنم چون تا خواستم یه لکه کوچیک رو از دیوار پاک کنم دیدم چه گندی زده شد .فکر نمی کردم که تو شش ماه اینقدر دیوارها دوده گرفته باشه .حالا مونده پنجره ها و تعویض ملحفه ها و کشیدن شامپو فرش که این آخری رو احتمالا انجام نمیدم چون همین جوری دستهام حسابی درد میکنه

نمی دونم چرا من با همه قرصهای تقویتی که می خورم این همه سرگیجه دارم و ضعف میکنم مخصوصا اگه( پ) هم باشم که هر بار از جام بلند میشم چشمام سیاهی میره . البته باید اعتراف کنم که چون این دو ماه همش تو خونه بودم و پیاده روی و فعالیت خاصی نداشته ام ، یک کمی شکم در اورده ام که اذیتم میکنه وباعث میشه کلی خودمو فحش و لعنت کنم واسه همین چون پیش بینی می کنم که با حضور مهمانهای عزیز باید هرروز برنج درست کنم و نمیشه که خودم نخورم ، دارم یک کمی گرسنگی میکشم الان! که این شکمه از این بدتر نشه

جواب ام آر آی رو هم بردم دکتر خدارو شکر خوب بود و خیالم راحت شد ولی بهم گفت عصبیه و یکسری کپسول و قرص بهم داده که بخورم وبعد از عید برم یه نوار مغز هم بگیرم .فعلا که هنوز قرصها اثرشون معلوم نشده . سه شنبه هم غرغر یکساعت زودتر اومد خونه وعلی رو نگه داشت و رفتم موهامو کوتاه کردم حسابی افتضاح شده بود و فرهای باقی مونده پایین موهام مو خوره شده بود . دلم یه مدل جدید می خواست ولی ارایشگره طبق معمول موهامو خرد کرد تا سر شونه ام گفت چون این مدله که صورتمو پر تر نشون میده .از موی بلاتکلیف بدم میاد یعنی دوست دارم یا بلند باشه یا کوتاه کوتاه . مشکل دیگه اینه که من اصلا نمی تونم خودم موهامو براشینگ کنم سشوارم سنگینه منم که ناوارد همش وز میشه . برام جالبه که این اخر سالی چرا این مردم اینقدر به خودشون میفتن که اینو بخرن، اونو بخرن ،موها شو رنگ کنن ،فر کنن و هر کاری بکنن که متفاوت باشن .آخه چرا ؟ مگه این عید چه فرقی داره با بقیه موقع های سال ؟ یا مگه این ملت چقدر فک و فامیل و دیدو بازدید دارن که حتما باید اینقدر عوض بشن براش؟

سه شنبه این هفته ام که شبش چهارشنبه سوریه مهد کودک علی اینا مثل هر سال جشن دارن وباز مدیرش لطف کرد و ماروهم دعوت کرد حالا اگه بخواد و برم و شد عکس میگذارم . لطفا یک سایت آپلود عکس بهم معرفی کنید که هم فیلتر نباشه هم کار باهاش سریع و راحت باشه . واسه هفت سین هم هنوز ایده خاصی ندارم دلم یه چیز متفاوت میخواد.دیگه اینکه دلم میخواد برم تجریش و با خیال راحت حسابی بگردم وآت و آشغال بخرم ولی با این پسرک نمیشه

چند روزه که طبق روال هر سال این موقع دارم فکر میکنم به اینکه امسال چه جوری بود و چی کارکردم و ... راستش خودم که هیچ کار مفید جدیدی نکردم فقط امسال برام سال پرهیاهو و پر فراز و نشیبی بود 6 ماه اولش رو که اصلا نفهمیدم چه جوری گذشت از بس استرس و گرفتاری جا بجایی خونه و بدبختیهای اسباب کشی دست تنها روداشتم .بعد یکسری کشمکش خیلی شدید و جدی عاطفی با غرغر و روزهایی که فکر میکردم دیگه همه چی به آخر خط رسیده و بعدش هم یک آرامش بعد از طوفان که حالا بعد از چند ماه حس میکنم متاسفانه این تغییرات و ملاحظاتی که در غرغر ایجاد شده ،مخصوصا با خانواده ام ،یک سر پوش سطحیه که رو شخصیت واقعیش زده و هر چیزی می تونه برگردونتش سر جای اولش. بعد هم علی و مریضی هاش و یک دوره سه ماها کار کردن که تجربه متفاوتی بود برام که ازش یه چیزهایی در رابطه با مردم یاد گرفتم که میدوارم تا زنده ام فراموش نکنم وشاید عجیبترین اتفاقش خارج شدن سه نفر ازآدمهایی بود از زندگیم که سالها فکر میکردن دوستم هستن و اولش چقدر برام سخت بود و غصه خوردم وحالا میگم حتما حکمتی تو کار بوده و خب الان تنها ترم و دور وبرم خلوت تره .

هر سال این موقع ها میگم که تو سال جدید بهتر میشم و قویتر و فلان کارو میکنم ولی در نهایت همیشه همون میشم که قبلا بوده ام اما حداقل راضی ام که خیلی کسی رو اذیت نکرده ام وبد کسی رو نخواسته ام و وجدانم راحته که آسیب نرسونده ام .

خب امروز که نشد بخوابم پاشم برم یه چایی بگذارم که شاید خستگیم دربره و این سردرد ولم کنه

 

_ مریم جان چرا وبلاگت ف ی ل ت ر شده؟

 


کلمات کلیدی: